میدانم تمام اهالی این حوالی گهگاه عاشق می شوند !
اما شمار آنهایی که عاشق می مانند از انگشتان دستم بیشتر نیست

+ تاريخ سه شنبه دهم تیر 1393ساعت 19:29 نويسنده محمد |

یک روز می رسد . .
یک ملافه سفید پایان می دهد . . .
به من . . .
به شیطنت هایم . .
به بازیگوشی هایم . . .
به خنده های بلندم . . .
روزی که همه با دیدن عکسم
بغض می کنند و می گویند:
دیوانه دلمان برای مسخره بازی هایت تنگ شده///

**
**
**

 


ادامـــــــه ی پـــســت
+ تاريخ چهارشنبه چهارم دی 1392ساعت 18:10 نويسنده محمد |

پرسیدند : دوستش داری ؟ گفتم : دنیای من است گفتند : دوستت دارد ؟ گفتم : تنها سوال من است...

***

وقتی کسی رو دوست داری ، این یه چیزه ! وقتی کسی تو رو دوست داره ، این یه چیز دیگه !

اما وقتی کسی رو دوست داری که تو رو دوست داره این یعنی همه چیز !

***


نیمه گـُمشده ام نیستی که بـا نیمه ی دیگــر به جُستجویت برخیزم تو… تمام گُمشده منی

***

هم رنگ تمام آرزوهای منی / غارتگرجان ومال و دنیای منی

بی تونفس کشیدنم ممکن نیست / ساده بگویم که همه دنیای منی

***

تو فکر نکن سکوت من ذکر فراموشی توست بدون که هرلحظه دلم در همه جا به یاد توست

***

دارمت دوست به حدی که خدا می داند این گفته فقط باد صبا می داند مهرت ای دوست زمانی زدلم پاک شود که همه پیکرمن زیر زمین خاک شود

***

نفسم ، تو در شمالی و من در جنوب ! کاش دستی نقشه را از میانه تا کند...

***

حواسم رو هر کجا پرت میکنم باز کنار تو میوفته !

***

زندگی یعنی : همین لبخند تو، دوست یعنی یک نفر مانند تو، مرحبا بر دوست! تفسیرش تویی، آفرین بر آسمان، ماهش تویی

***

چشماتو ببند خیلی آهسته ، اینجا همه چی خوبه وقتی نگات نشه ازم خسته ، عشق بچگیم ، بگو مال همیم .

***

سلام فهمیدى تصادف کردم ؟

بذار برات بگم کجا؟

توجاده چشات، اتوبان نگات ،خوردم به خوبیات ،چپ کردم واسه صفات، قربون وفات ،عزت زیاد.

***

تو گوشم آروم بگو دوسم داری ، بگو که قلبت تند تند میزنه ، چشمات میگه دوسم داری اینو فریاد میزنه. . .

***

بندبنددل بنده به بندبنددلت بنده دلبند بنده دلم برات تنگه!

***

میان مشغله ها گم شده ام...

ولی دلم برای هوایت

همیشه بیکار است...

***

وقتی تو رو دیدم کارگردان قلبم گفت :

نور....صدا....حرکت .... و من برای بدست اوردنت چه نقشهاکه بازی نکردم!!

عاشقتم!!

***

سخن عشق نه ان است که اید به زبان ساقیا می ده و کوتاه کن این گفت وشنود. (حضرت حافظ)

***

تمامی سپاسم از آن کسی که نیازی به من نداشت ولی فراموشم نکرد...

***

به جرم عشق بازی صد زخم بر جگر دارم مرا لایق بدانی یا نه، دوستت دارم

***

قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغض....

یک طرف خاطره ها ، یک طرف فاصله ها....

در همه آوازها حرف آخر زیباست آخرین حرف تو چیست که به آن تکیه کنیم حرف من دیدن پرواز تو در فرداهاست...

***

تا حالا کفشاتو نگاه کردی ؟؟ دو تا عاشق.

دو همراه که بی هم می میرن. با هم خاکی میشن ، بدونه هم زیره بارون نمیرن ، کاش آدما هم یه کم از کفشاشون یاد بگیرن ...

***

واقعیت است جاذبه ی تو ، از بس جذابی می خواهم تو را به نیوتن ثابت کنم...

***

خاک پایت بوسه گاهم بود و بس / بر سر راهت نگاهم بود و بس

ای نگاهت تکیه گاه خستگی / عشق تو تنها گناهم بود و بس . . .

***

تنها میخواهم , دمی سر بر شانه ی تو بگذارم و به اندازه ی دوری دست مرداب و درناها گریه کنم. دیگر اینکه چرا شانه ای آشناتر از سپیدی کاغذ و قامت قلم نمی یابم؟ جوابش در چشمای توست. \"

***

اگه بگم دوست دارم هر روز صبح با صدای تو بیدار بشم…بعد بفهمی با ساعتم بودم!!!!!!

اگه بگم چرا رفتی؟؟؟؟ بعد بفهمی با برق بودم!!!!

اگه بگم هرجا باشی پیدات می کنم….. بعد بفهمی با دسته کلیدم بودم!!!!!

اگه بگم دوستت دارم بعد فکر کنی با……..

نه! ایندفعه با خودت بودم

***

نفس باد صبا / عشق از جنس طلا / دوری و دفع بلا / یاری از سوی خدا / همه تقدیم تو باد

***

از عشق بگو خطاست / از رفاقت بگو بی وفاست / از تو میگم که وجودت از طلاست

***

بنگر که بزرگترین آرزوی من چه کم حرف است : تو !

***

از انتهای خیالت تا هر کجا که بروی ، بازهم بهم میرسیم ، زمین بیهوده گرد نیست !

***

قشنگترین صدایی که می تونین از عشقتون بشنوین وقتیه که از خواب بیدار میشه و گیج حرف میزنه !

***

کاش اون لحظه ای که یکی ازت میپرسه \"حالت چطوره؟\" و تو جواب میدی \"خوبم!\" ، کسی باشه که محکم بغلت کنه و آروم تو گوشت بگه: \"میدونم خوب نیستی...\"

+ تاريخ چهارشنبه چهارم دی 1392ساعت 18:4 نويسنده محمد |

سر به هوا نیستم اما همیشه چشم به آسمان دارم حال عجیبی است دیدن همان آسمان که شاید تو دقایقی پیش به آن نگاه کرده ای.
+ تاريخ چهارشنبه چهارم دی 1392ساعت 18:2 نويسنده محمد |

+ تاريخ چهارشنبه یکم آبان 1392ساعت 15:49 نويسنده محمد |

+ تاريخ چهارشنبه یکم آبان 1392ساعت 15:45 نويسنده محمد |

+ تاريخ چهارشنبه یکم آبان 1392ساعت 15:42 نويسنده محمد |

نميدونم كي اول گفته بود عشق يعني چي؟؟
ديدم همه ي نظر گذاشتن،منم ميذارم..
.
.
عشق يعني اينكه پشت خطيش باشي.. و بهونه هاشو قبول كني..
يعني بدوني باكسي غيراز تو هم هست،اما ب روش نياري..
عشق يعني از خستگي نتوني چشاتو باز كني ولي اگه اون اس داد سريع جوابشو بدي..
.
.
.
ادامه دارد..

+ تاريخ سه شنبه بیست و سوم مهر 1392ساعت 22:27 نويسنده محمد |

در این سرای بی کسی، کسی به در نمی زند

به دشت پر ملال ما، پرنده پر نمی زند . . .

+ تاريخ سه شنبه بیست و سوم مهر 1392ساعت 22:18 نويسنده محمد |

گفتمش آغاز درد عشق چیست ؟ گفت آغازش سراسر بندگیست

گفتمش پایان آن را بگو ؟ گفت پایانش همه شرمندگیست

گفتمش درمان دردم را بگو ؟ گفت درمانی ندارد ٬ بی وفاست .

گفتمش یک اندکی تسکین آن ؟ گفت تسکینش همه سوز و فناست . . .

+ تاريخ سه شنبه بیست و سوم مهر 1392ساعت 22:16 نويسنده محمد |

به یاد داشته باش که انسان ها در کنار هم عاشقند و دور از هم عاشق تر ...!
هر جا که باشی!
هر کجا که باشم!
بیادتم.

+ تاريخ سه شنبه بیست و سوم مهر 1392ساعت 22:15 نويسنده محمد |

گرگ هم که باشی
عاشق بره ای خواهی شد
که تو را به علف خوردن وا می دارد
و رسالت عشق این است
شدنِ آنچه نیستی !

 

 

 

 

 

+ تاريخ سه شنبه بیست و سوم مهر 1392ساعت 22:13 نويسنده محمد |

دل نوشته دختران مجرد:

از کلاس اول خواندیم

آن مرد آمد

آن مرد با اسب آمد

ما که ترشیدیم مرتیکه با خرم هم نیامد باز بابا نان داد

+ تاريخ چهارشنبه سوم مهر 1392ساعت 22:16 نويسنده محمد |

99669999996669999996699666699666999966699666699
99699999999699999999699666699669966996699666699
99669999999999999996699666699699666699699666699
99666699999999999966666999966699666699699666699
99666666999999996666666699666699666699699666699
99666666669999666666666699666669966996699666699
99666666666996666666666699666666999966669999996

شماره هاي بالا را انتخاب كنيد سپس Ctrl + F را بزنید

سپس شماره 9 را بزنيد و در آخر Ctrl + Enter را بزنيد...


+ تاريخ چهارشنبه سوم مهر 1392ساعت 17:15 نويسنده محمد |